غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
15
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بسبب عمارتى از استاد قوام الدين رنجيده مدت يك سال او را رخصت درآمدن ببارگاه عالمپناه ارزانى نداشت و چون استاد در علم نجوم نيز ماهر بود تقويمى استخراج كرده بعد از آنكه اجازت ملازمت يافت آن را پيش برد حضرت خاقان سعيد تبسم نموده اين بيت بر وى خواند كه بيت تو كار زمين را نكو ساختى * كه با آسمان نيز پرداختى انهدام بناء حياة استاد قوام الدين در غرهء شعبان سنهء 844 اتفاق افتاد . مولانا عماد الدين عبد العزيز ابهرى سرآمد علماء روزگار و اعلم فضلاء فقاهت دثار بود و در اواخر اوقات زندگانى بعزم گذراندن حج اسلام و دريافت سعادت زيارت حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام از خراسان توجه فرمود و بعد از ادراك آندولت عظمى و مراجعت از يثرب و بطحا نزديك به ولايت شام در قريه علا بتاريخ 18 رجب سنه 843 رخت بعالم بقا كشيد . مولانا يحيى سيبك در سلك افاضل ديار خراسان انتظام داشت و همواره بقلم گوهر نگار نقش تاليف و تصنيف بر ورق روزگار مىنگاشت و منثورات بلاغت صفاتش در غايت خيالانگيزيست و منظومات لطافت آياتش در نهايت رنگآميزى چنانچه در مجالس النفايس مسطور است مولانا يحيى نخست تفاحى تخلص مىكرد و بعد از آن تفاحى را بفتاحى مبدل ساخت و خمارى و اسرارى نيز تخلصهاى آنجنابست از غزلى كه فتاحى تخلص نموده اين دو بيت بخاطر بود ثبت افتاد بيتين ايكه دور لاله ساغر خالى از مى ميكنى * رفت عمر اين داغ حسرت را دوا كى ميكنى همچو بلبل هاىهوئى كن كه برخواهد پريد * مرغ روح از شاخسار عمر تا هى ميكنى و از جمله غزلهائى كه اسرارى تخلص فرموده غزليست كه در تتيع خواجه حافظ شيرازى گفته و اين بيت از آن غزلست بيت اره برك كتب اى نيكبن زان تيز شد * تا برد بيخ نهال عقل و ايمان شما و از جملهء رسائل منظومه مولانا يحيى يكى تعبير خوابست و آن رساله را به اين بيت افتتاح كرده كه بيت اى برون و صفت ز تعبير و كلام * داور بيدار وحى لا نيام و از مولفان نثر آن فاضل پسنديدهصفات شبستان خيال و حسن دل مشهور است و بسيارى از نكات غريب در آن دو نسخه مسطور وفاتش در سنهء اثنى و خمثين و ثمانمائه اتفاق افتاد . مولانا شرف الدين على اليزدى اشرف فضلاء ايران و الطف علماء دوران بود بكمال دانش و سخنورى علم گشته و بجمال فطنت و هنرپرورى از امثال و اقران در گذشته عقود منشوراتش كامثال اللؤلو المكنون فرحبخش خاطر و در منظوماتش درنظر ديدهوران مبصر بهتر از عقود جواهر بيت روشنروان و تيززبان و بلندقد قدر * محفلفروز و انجمن آراى و سرفراز و مولانا شرف الدين على همواره در فارس و عراق نزد سلاطين عظام معزز و محترم ميبود و بقلم لطايفنكار مولفات بدايع آثار بر صحايف روزگار و اوراق ليل و نهار تحرير مينمود از آن جمله يكى كتاب بلاغت اياب ظفرنامه است كه به اعتقاد راقم حروف در فن تاريخ بلطافت و نظافت آن در اسلوب فارسى نسخه مكتوب نيست و آنكتاب